روستای ویمبلدون من

متن مرتبط با «من تا آخرش باهاتم» در سایت روستای ویمبلدون من نوشته شده است

من و همسر الهی آلمانی ام

  • نیلوبلاگ

    نمی دونستم اما الان فهمیدم که یکساله که این وبلاگ رو دارم. اولین روزها وقتی بود که محمد رضا دوست داداشمو با هزار اصرار دیدم. امروز هم روزیه که علی دوستش را دیدم. اما من اینها را نمی خواهم. من زندگی با یک پسری که بین 2 تا 5 سال از من بزرگتر باشد و آلمانی سفید پوست مهربان، صمیمی، با ارامش و باهوش، فع...

    ادامه مطلب
  • من تا آخر خط رفتم.

  • نیلوبلاگ

    خونه ی ما رو ببین. همه چیز توش برعکسه. همه چیز آشغاله. همه کلی بزرگن. 31 سال و 29 سال و 26 سال و همه تا همین لحظه بخور و بخواب بودن. به من که رسید همه چیز به گند کشیده شده. نمی دونم چرااینهمه سال کسی از اینها نخواست غذا بپزند اما به من که می رسه من باید خودم بپزم؟ به من که رسید یهو باید بچه خودش روی پای خودش باشه. اما موقع اونها همچین چیزی نبود. جالبه هنوز هم همچین قانونی براشون وجود نداره. سر اونها مامان و بابا جوون بودن، سر من کلا پیرن. وقت ندارند. افکارشون پر از خرافات شده. حوصله ندارن. انرژی ندارن. عصبی اند. من خودم کلی استرس دارم. میگرن دارم. کم خونی شدید دارم.د...

    ادامه مطلب
  • برچسب‌های مرتبط

    من تا آخرش هستم | من تا آخرش باهاتم |