مامانم خیلی عصبی با من رفتار میکنه. از همه هم با من بدتر رفتار میکنه چون من تنها کسی هستم که تو خونه دیگه باهاش حرف میزنه تمام عصبانیت هاشو سر من تخلیه می کنه مخصوصا که پریود شده هر روز سر من جیغ می کشه. هر چیزی رو به یک موضوع ناراحت کننده ربط می ده و من رو ناراحت می کنه. وای انتظار داره من اصلا ناراحت نشوم. در مقابل خودش حتی با حرفهای خوشایند یا معمولی من چنان عصبانی میشه و سر من داد میزنه که احساس می کنم گریه ام می گیره از دستش.
به من می گه که من خیلی بدم، من عنقم، من دیوونه ام اما اشتباه می گه. همیشه عصبانیتش رو سر من خالی می کنه. دیگه بعد اینهمه سال تازه می فهمم که بد رفتاریهاشو داره به من نسبت میده نه اینکه واقعا من بد باشم.
من اگر واقعا بدم چرا دیگران از دستم هیچ وقت ناراحت نمی شن؟ پس مشکل خودشه نه من.
برچسب:
نویسنده: مریم حسینی